جاهای دیدنی جنوبجزیره هرمزگوناگون

روایت سفر جنوب، از هرمز شگفت‌انگیز به هنگام آرامش…! (بخش چهارم)


صدای آواز پرنده‌ای که بنظر روی درختی در نزدیکی چادر نشسته از خواب بیدارم می‌کند. آوازی شادانه که گمان می‌کنم به خاطر بارانی که دیشب باریده و فضا را تازه‌تر کرده است باشد. من که به خاطر باران دیشب در کیسه خوابم چپیده بودم، با درآمدن آفتاب و گرم شدن فضای داخل چادر، طاقتم طاق شد و از چادر بیرون پریدم.

پیش از این بخوانید:

روایت سفر جنوب، از هرمز شگفت انگیز به هنگام آرامش…! (بخش اول)

روایت سفر جنوب، از هرمز شگفت انگیز به هنگام آرامش…! (بخش دوم)

روایت سفر جنوب، از هرمز شگفت انگیز به هنگام آرامش…! (بخش سوم)

پس از باران…!

حس تنفس هوای تازه پس از باران دیشب مفرح جان بود. چند نفس عمیق کشیدم و بعد
از نوشیدن مقداری آب (اولین کاری که هر روز صبح انجام می‌دهم) سمت ساحل رفتم تا
آبی به دست و رویم بزنم و سلامی به دریا بدهم. حس قدم زدن با پای برهنه بر ماسه‌ها
مثل اینست که با زمین یک شده باشی. آب اندکی خنک بود و نسیم ملایمی که می‌وزید نیز
خنکای آن بر پوست صورتم را ملموس‌تر می‌کرد. اما این خنکا از خواب بیدارم کرد و حس
تازگی کردم.

روایت سفر جنوب، از هرمز شگفت‌انگیز به هنگام آرامش...! (بخش چهارم)
محل کمپ بعد از باران

دیشب که اینجا رسیده بودیم در تاریکی چیزی از زیبایی‌هایش هویدا نبود اما در
نور روز انگار ناگهان در سیاره‌ای دیگر پیاده شده بودم. خصوصا اینکه باران همه‌چیز
را شسته و تازه کرده بود. اینجا خبری از دود، سر و صدا و هیاهوی شهری نیست و تنها
صدای امواج، پرندگان و نسیمی که هر از چندگاهی لابه‌لای درختان می‌پیچد و گرمای
ظهرگاهی روزهای آفتابی را دلپذیرتر می‌کند.

می‌توان گفت صبحانه مهمترین وعده خوراکی در زندگی کمپی است. حالا چه یک نان و
پنیر و سبزی ساده باشد، چه املت مخصوص سرآشپز! البته دوستانی به مراتب با سلیقه‌تر
هم هستند که با امکانات کمپی و روی آتش کیک برایتان بپزند! نکته مهم صرف صبحانه
است. وعده‌ای که می‌تواند انرژی کافی برای شروع یک روز فوق‌العاده در دامان طبیعت
را برایتان فراهم کند. البته بسیاری از فعالیت‌های جذاب کمپی، بخصوص کمپ ساحلی و
جنوب پس از وعده صبحانه هستند که آغاز می‌شوند.

روایت سفر جنوب، از هرمز شگفت‌انگیز به هنگام آرامش...! (بخش چهارم)
نمایی از ساحل چند درخت هرمز

سلام بر خورشید!

روشی که من ترجیح می‌دهم با حرکات کششی و یوگا آغاز می‌شود. این حرکات گرفتگی‌های
بدنتان که به خاطر بی‌حرکت بودن هنگام خواب شب اتفاق می‌افتد را برطرف می‌کند و به
بدنتان شادابی می‌بخشد. بخصوص وقتی شب را در کمپ و روی زمین ناهموار خوابیده
باشید. از طرفی با یوگا و تنفس صحیح اکسیژن‌رسانی به نقاط مختلف بدنتان بسیار بهتر
انجام می‌شود و کارایی فیزیکی و ذهنی شما را بهبود می‌بخشد.

پس از این ورزش‌ها فعالیت مورد علاقه من دویدن (بصورت نرم دویی) به طور مداوم
و بدون توقف برای مدتی معین (بین ۵ الی ۳۰ دقیقه) است. بیراه نیست که دو را ورزش
مادر می‌نامند زیرا این فعالیت بسیاری از عضلات بدن و سیستم تنفس و تعرق شما را
تحریک می‌کند و می‌تواند بطور شگفت‌آوری آمادگی بدنی شما را افزایش دهد. دوست
داشتم بعد از دویدن تنی به آب بزنم اما آب خنک بود و هوا هم مقداری باد داشت. تصمیم
گرفتم با آفتاب ظهر این کار را بکنم.

زندگی کمپی در طبیعت به خودی خود تمرینی عالی برای زندگیست. شما می‌آموزید که
باید برای رفع کوچکترین نیازهای خود تلاش کنید. باید خاکی و گلی یا کثیف و زخمی
شوید. حتی برای دستشویی رفتن هم کار راحتی نخواهید داشت. این سختی‌ها شما را
شکرگذار و مقاوم بار می‌آورند و سبب می‌شود براحتی نا‌امید نشوید.

آتش، بازی نیست…!

برای پخت و پز شما دو راه دارید. یا باید آتش درست کنید و یا باید اجاق‌گاز
سفری به همراه داشته باشید. البته پیشنهاد من این است که اگر زیاد سفر می‌کنید
حتما یک اجاق‌گاز سفری تهیه کنید. برای آتش باید به مقدار کافی چوب تهیه کنید که
خود نیازمند مهارت و تجربه است.

باید توجه داشته باشید که شما هم به چوب ریز برای شروع و زنده نگه داشتن آتش و
هم به چوبهای قطورتر برای زغال گرفتن از آن نیاز دارید. لطفا و لطفا شاخه‌های زنده
درختان را برای چوب نشکنید و فقط از شاخه‌های خشک برای آتش استفاده کنید! لطفا و
لطفا خارهای زنده را از ریشه در نیاورید! آتش وسیله تفریح شما نیست پس به میزان
نیازتان چوب استفاده کنید. لطفا از یاد نبرید که وقتی به دامان طبیعت برای آرامش
پناه می‌آوریم نباید آرامش آنرا برهم بزنیم. بنابراین این جمله را فراموش نکنید
“به طبیعت احترام بگذایم”.

کمک همیشه در راه است…

از آنجا که روز اول فرصت جمع‌آوری چوب نداشتیم از آتش خبری نبود. اما اینجا
همیشه کمک در راه است. دوستی که تازه دیشب با او آشنا شده بودیم و کمپ او و
دوستانش در فاصله کمی نسبت به ما قرار داشت با یک قابلمه غذا سراغمان آمد. این
فرهنگ تبدیل به رسمی بین “خانواده هرمز” شده که اصطلاحا هوای یکدیگر را
در داشته باشیم. گفت عمدا بیشتر غذا پخته و حدس میزده هنوز بطور کامل مستقر نشده‌ایم.
این عشق و دوستی یکی از خصوصیات طبیعت‌گردان حقیقی بوده و هست. شاید پاسخ مناسب و
درخور در این شرایط اینست که هنگام برگرداندن قابلمه شما هم غذایی بپزید و درون آن
برای همسایه خود ببرید.

روایت سفر جنوب، از هرمز شگفت‌انگیز به هنگام آرامش...! (بخش چهارم)
نگاهی به اطراف

البته نباید توقع این نوع برخورد را از همه داشته باشید اما اگر خود شما این
حس خانواده بودن و کمک به یکدیگر را باور کنید بر آن سعی کنید شک نکنید خوبی شما
بی‌پاسخ نخواهد ماند. حتما لازم نیست کار بزرگی برای دیگران انجام دهید. گاهی
رفتار دوستانه شما و شاید یک دست تکان دادن و لبخند از دور هم می‌تواند بسیار
خوشحال‌کننده باشد.

شب نشینی

آسمان کم و بیش رو به تاریکی می‌گذاشت. تازه از جمع‌آوری چوب برگشته بودیم و
کمی خسته. در این شرایط چیزی مثل یک چای یا دمنوش روی آتش می‌تواند خستگیتان را در
ببرد. پس آتش را بر افروختیم. همسفر بودن با دوستانی که ساز می‌نوازند موهبتی است
در سفر. حلقه‌ کوچکی به دور آتش داشتیم و صدای سازی که فضارا پر کرده بود. کم‌کم
افراد از کمپ‌های مجاور به ما ملحق می‌شدند و حلقه گسترش می‌یافت و تعداد سازها
بیشتر.

روایت سفر جنوب، از هرمز شگفت‌انگیز به هنگام آرامش...! (بخش چهارم)
دور آتش

نوعی حس همبستگی و یکی بودن را در این لحظات تجربه می‌کردم. خیره به سوختن آتش
خالی از افکار، در لحظه فرو می‌رفتم. رها. هرکس به شکلی در این موسیقی متحد نقشی
بازی می‌کرد، یکی با ساز، یکی با دست زدن، یکی با زدن آواز خواندن و حتی با زدن
قاشقی روی یک لیوان فلزی. سمفونی هارمونیکی از دلهای به هم پیوسته. افرادی با
عقاید و افکار گوناگون که به دور از تفاوت‌ها، دور این آتش، یکی بودن را زندگی می‌کردند.
مهم نیست اگ تازه امشب با هم آشنا شده باشیم، اینجا همه یکی هستیم.

شب رو به انتهاست و افراد کم‌کم برای خواب به سمت کمپ‌هایشان متفرق می‌شوند و
خود را برای طلوع زیبای صبح از روی خلیج نیلگون آماده می‌کنند. باز با صدای لالایی
دریا درون کیسه خواب می‌غلتم. هیچوقت در شهر نمی‌توانستم انقدر زود و راحت بخوابم.
درست قبل از اینکه خواب ذهنم را خالی کند شوقی از حس شکر گذاری از بودن در این فضا
وجودم را پر می‌کند و به خواب می‌روم…

ادامه دارد…

منبع: اقامت ۲۴



منبع

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن